تبليغاتX
هر چی دوست داری
هر چی دوست داری
خوش امدید 
قالب وبلاگ
نويسندگان


پسر در حال دویدن...

زااااارت (صدای زمین خوردن)

رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")

یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!!

یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!

.

.

.

.

.

دختر در حال راه رفتن…

دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)

رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…

یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟

یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!

من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!


برچسب‌ها: طنز, دخترا, پسرا, عکس, زندگی, عشق, دوست داشتن, دوست, زمین, رفیق
ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:39 ] [ farzan ]
یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید:
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟
دلیلشو نمیدونم …اما واقعا ‌دوست دارم
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی پس چطور دوستم داری؟
چطور میتونی بگی عاشقمی؟
من جدا دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم
ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی
باشه باشه!!! میگم …
چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی،
دوست داشتنی هستی، با ملاحظه هستی، بخاطر لبخندت،
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت
پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
عشق دلیل میخواد؟ نه! معلومه که نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم
عشق واقعی هیچوقت نمی میره
این هوس است که کمتر و کمتر میشه و از بین میره
عشق خام و ناقص میگه: من دوست دارم چون بهت نیاز دارم
ولی عشق کامل و پخته میگه: بهت نیاز دارم چون دوست دارم
“سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حکم می کنه که چه شخصی در قلبت بمونه .


برچسب‌ها: دختر, عشق, عکس, قلب, دانلود, اهنگ, قالب, موزیک, تنهایی, فرشته, ایران
ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 14:42 ] [ farzan ]

وقتی یک تفاوت ساده در حرف
کفتار را به کفتر تبدیل می کند
باید به بی تفاوتی واژه ها
و واژه های بی طرفی مثل نان دل بست
نان را
... از هر طرف که بخوانی
نان است!


برچسب‌ها: حرف, گفتار, دختر, دانلود, اهنگ, موزیک, عکس, زندگی, قلب, تنها, ایران
ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 20:12 ] [ farzan ]

وقتی دو عاشق از هم جدا میشن .... دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن ؛ چون به قلب همدیگه زخم زدن ! نمیتونن دشمن همدیگه باشن ؛ چون زمانی عاشق بودن ! تنها میتونن آشنا ترین غریبه برای همدیگه باشن





برچسب‌ها: عاشق, قلب, عکس, دوست داشتن, دختر, پروانه, گل
ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 23:20 ] [ farzan ]
دلتنــگم ....بــــرای کســـی کـــه مـــدتهـــاست بــــی آن کـــه بــــــــاشد ....هـــر لــحظه زنــــــدگی اش کـــــرده ام .....!



برچسب‌ها: دلتنــگم, عکس, زندگی, تنها, دل, ساعت
ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 12:20 ] [ farzan ]
بوق: مسیرت کجاست؟

بووق: شما آژانس خواسته بودید؟

بوووق: سلام حاجی,فدات!

بوق بوق: حله آقا حله!

... بووق بووق: درپارکینگو بده بالا پدر سوخته

بوق بوق بوق: عروس چقدر قشنگه ایشالا مبارکش باد!

بووووووق: دیدی از جا پرید؟ هرهرهر

بووووووووووووووووووق: برو کنار عوضی

بــوق: خانومی کجا,برسونمت فدات شم!

بووووق بووووق: وایسا الاغ,الان نوبت منه!


برچسب‌ها: بوق, دختر, عروس, لغت نامه, ایران, بوس
ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 22:13 ] [ farzan ]
آب معدنی : دختر چادری
ساندیس : دختر چادری زیبا - دختر متوسط ( با فعل نی زدن به کار می رود.)
ساندیس دویستی : دختر متوسطی که پتانسیل زیبا شدن در سالهای بعد را دارد. ( با فعل نی زدن به کار می رود.)
رانی : دختر زیبا
ایستک : لعبتک ( دختر بسیار زیبایی که به زیبایی اش واقف نیست )
شامپاین : داف
۱. دخترای کلاس ما همش ساندیس ان. یه دونه ساندیس دویستی هم داریم که اگه بشه خودم نی بزنمش.
۲. اصغر به چنون بدبختی ای افتاده که داره ساندیس نی می زنه این روزا.
۳. راهرو چه امروز پر از رانی شده ! جل الخالق !
۴. اصغر بعد از تور کردن یه داف عظیم : من به ایستک ام راضی بودم ولی خدا برام شامپاین وا کرد.

برچسب‌ها: دسته بندی دختران, دختر, شامپاین, دختران
ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 18:23 ] [ farzan ]
-ستاره: شبا مياد بيرون ؛ به همه چشمک ميزنه!!

۲- سحر: دم صبح مياد ؛ معلوم نيست شب قبل کجا بوده !!

۳- سايه: هميشه زير پاته ؛ خيابون و خونه واسش فرقي نداره

۴- هديه: به همه ميده ، اگه نگيريش از دستت رفته!!

۵- راضيه: نيازي به توضيح نداره!

۶- آرزو: همه مي کنن

۷- سيما: تا لختش نکني کاري بهت نداره!

۸- مينا : بايد باهاش ور بري تا خنثاش کني!

۹- عسل: همه مي خوان بخورنش!

۱۰- بهار: تا مياد همه مست مي شن!

۱۱- باران: تا مياد خيست مي کن


ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 14:47 ] [ farzan ]
1- سطل آشغال :

وسيله اي است موجود در خيابان ها جهت ريختن زباله در اطراف آنها !
2- مدرك تحصيلي :

كاغذي مستطيل شكل، در ابعاد مختلف كه بسته به مقطع ، قيمتش فرق مي كند !
3- اوراقچي :

تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا مي داند !
4- حراج :


اصطلاحي است كه در آن به قيمت اصلي كالا درصدي اضافه كرده و با ماژيك قرمزروي آن خط زده و قيمت اصلي كالا را در زيرش درج مي كنند …!
5- رئيس :


فردي كه وقتي شما دير به سر كار مي رويد خيلي زود مي آيد و زماني كه شما زود به اداره مي رويد يا دير مي آيد و يا مرخصي است
…!
6- بزرگراه :

نوعي پيست رالي به همراه يادگيري به روز ترين فحش ها !
7- شب امتحان :


شب التماس به درگاه خداوند
!
8- تحقيق :

Copy & Pasteكردن مقالات اينترنتي !

بيرون هم كه پروژه مي فروشن … ۲۰ تا ۳۰ هزار تومن هلو
!
9- گارانتي :

يك اسم صرفا زيبا و خوش تلفظ كه تنها كابرد آن در هنگام خريد است


ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 14:42 ] [ farzan ]

ناشناس : سلام خوشگله ، دوست پسر داری ؟
-بله ، شما؟
-من داداشتم ، صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم.

-------

شماره ناشناس بعدی :

-دوست پسر داری؟
-نه نه اصلا
-من دوست پسرتم ......واقعا که ...:(
-عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!!
- خوب داداشتم دیگه ، صبر کن خونه برسم من میدونم و تو...


ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 18:12 ] [ farzan ]
♥ اولین و آخرین دختری که بخواهم جلویش زانو بزنم ... دخترمــ خواهد بود!... آن هم برای بستن بند کفشهایش..♥


ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 18:29 ] [ farzan ]
پسربه دخترگفت:دوستم داری؟!اشک ازچشمای دخترجاری شد،می خواست بره که



پسردستشوگرفت واشکاشوپاک کردوگفت:اگه دوستم نداری اشکال نداره مهم



اینه که من دوستت دارم وطاقت دیدن اشکاتوندارم...دخترسرشوپایین انداخت و



گفت :میدونی چیه؟من دوستت ندارم.من...من بدجوری عاشقت شدم.پسردستای



دخترورها کردوباقیافه ای غمگین ازدخترجداشد.دخترفریادزد:مگه دوستم نداری؟؟!



چراداری میری؟پسرجواب داد:چون دوستت دارم می خوام تنهات بذارم.



دخترگفت:فکر کنم شنیده باشی که می گن عاشقی که تنهاباشه توی دنیانمی



مونه!!!توکه دوست نداری من بمیرم هان؟؟؟؟!پسرگفت:انقدردوستت دارم که



نمی خوام به خاطرمن مرتکب گناه بشی!چون میگن عشق یه جورگناهه!!!!!



دختر:اماعشقم پاکه!!پسرفریادزد: عشق پاک دیگه هیچ جای



دنیاپیدانمیشه............ودختروبرای همیشه تنهاگذاشت...




ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ] [ 3:33 ] [ farzan ]
س: چه میل دارید؟ آب میوه؟ سودا؟ شکلات؟ مایلو ؟ یا قهوه؟”
ج: لطفا یک چای”

س: “چای سیلان؟ چای گیاهی؟ چای بوش؟ چای بوش و عسل؟ چای سرد یا چای سبز؟”
ج: “سیلان لطفا”

س: “چه جور میل دارید؟ با شیر یا بدون شیر؟”
ج: “با شیر لطفا”

س: “شیر؟ پودر شیر یا شیر غلیظ شده؟”
ج: “شیر لطفا”

س: “شیر بز، شیر شتر یا شیر گاو؟”
ج: “لطفا شیر گاو.”

س: “شیر گاوهای مناطق قطبی یا شیر گاوهای آفریقایی؟”
ج: “فکر کنم چای بدون شیر بخورم.”

س: “با شیرین کننده میل دارید یا با شکر یا با عسل؟”
ج: با شکر.”

س: “شکر چغندر قند یا شکر نیشکر؟”
س:“با شکر نیشکر لطفا”

س: “شکر سفید، قهوه ای یا زرد؟”
ج: “لطفا چای را فراموش کنید فقط یک لیوان آب به من بدهید”

س: “آب معدنی یا آب بدون گاز؟”
ج: “آب معدنی”

س:” طعم دار یا بدون طعم؟”
ج:” ترجیح میدم از تشنگی بمیرم


ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ پنجشنبه سوم آذر 1390 ] [ 14:49 ] [ farzan ]
به یک فرشته گفتم:برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!! فرشته رفت و وقتی برگشت دیدم چشماش اشکیه و گریه کرده!! به فرشته گفتم: معشوق مرا بوسیدی؟! فرشته گفت: نه نشد !! به فرشته فتم:چرا؟!فرشته مهربون گفت:دو فرشته هیچ وقت همدیگرو را نمی بوسن


ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 ] [ 11:28 ] [ farzan ]
اسمتو گذاشتم گل ترسيدم پژمرده بشی گذاشتم خورشيد ترسيدم غروب کنی گذاشتم جونم که اگه خدايی نکرده رفتی منم برم .


ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 ] [ 15:1 ] [ farzan ]
 اون موقع ها ، بچه که بودیم، بچه ی معصومی بودیم ...

 الان سن و سالمون رفته بالا ولی ...

 بزرﮒ که نشدیم هیچ،  

 دیگه حالا همون بچه ی معصوم و دوست داشتنی هم نیستیم...

 از اینور مونده از اونور رونده



ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ پنجشنبه هفتم مهر 1390 ] [ 15:17 ] [ farzan ]
99669999996669999996699666699666999966699666699
99699999999699999999699666699669966996699666699
99669999999999999996699666699699666699699666699
99666699999999999966666999966699666699699666699
99666666999999996666666699666699666699699666699
99666666669999666666666699666669966996699666699
99666666666996666666666699666666999966669999996

1.) دکمه ctrl + f رو فشار بده
2.) توش عدده 9 رو بنویس
3.) بعد رو دکمه Highlight all. کلیک کن ...
ببین چی میشه .... !!!!
خیلی جالبه!!!!!!!!


ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ سه شنبه پنجم مهر 1390 ] [ 4:48 ] [ farzan ]
توی حیاط دبیرستان یه نفر یقه پیرهنم رو گرفت فهمیده بود از خواهرش خوشم میاد بچه‌ها دور ما حلقه زده بودند و فریاد می کشیدند.......قورتش بده چون هیکلم بزرگ بود اون هی‌ مشت میزد و من فقط دفاع می‌کردم باز اون مشت میزد و من فقط و فقط دفاع می‌کردم بالاخره یه خراش کوچیکی‌ توی صورتم افتاد فرداش خواهرش به من گفت حد اقل تو هم یه مشت می‌زدی روم نشد به عشقم بگم.... آخه چشماش شبیه تو بود
ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ] [ 16:56 ] [ farzan ]

دختری از پسری پرسید : که آیا اونا قشنگ میدونه ؟ پسر جواب داد : نه پرسید : آیا دلش میخواد تا ابد با اون بمونه ؟ گفت : نه سپس پرسید : اگه ترکش کنه، گریه می کنه ؟ و بار دیگه تکرار کرد : نه دختر خیلی ناراحت شد ، وقتی دختر خواست دیگه بره در حالی که اشک داشت از چشماش جاری می شد پسر بازوهاشا گرفت و گفت تو قشنگ نیستی، بلکه زیبایی، من نمی خوام تا ابد با تو باشم، من نیاز دارم که تا ابد با تو باشم، و اگه تو بری من گریه نمی کنم، من می میرم




ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ شنبه پنجم شهریور 1390 ] [ 22:20 ] [ farzan ]


آنچه می‌خوانید متن نامه‌هایی است که از زیر درحیاط یک واحد مسکونی خالی از سکنه، داخل حیاط انداخته شده‌اند:

با سلام،‌ امروز ساعت ده، توپ دولایه ما طی شوت محکم و بی‌‌هدف یکی از بچه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها داخل حیاط شما افتاد. ما هرچقدر زنگ زدیم کسی در را باز نکرد،‌ امیدواریم هر وقت خانه آمدید،‌ به این شماره تلفن زنگ بزنید و بچه‌های یک کوچه را از نگرانی نجات دهید.

(یازدهم بهمن ۸۹)

با سلام،‌ امروز پدرم به من ۴۷هزار تومان داد تا قبض گاز را پرداخت کنم. در مسیر قبض گاز شما را دیدم که از لای در بیرون بود. وقتی آنرا برداشتم دیدم برای شما فقط ۷۰۰۰ تومان آمده است. گفتم: حالا که قرار است من قبض پرداخت کنم، بهتر است این قبض را پرداخت کنم و با اضافه پول به مدت ۴۰ روز،‌ روزی هزار تومان چیپس و بستنی بخرم.

(شانزدهم بهمن ۸۹)

با سلام،‌ امروز از لای در حیاط قبض تلفنتان را دیدم که اخطار قطع بود. چون احتمال دادم ممکن است تلفنتان قطع شود و و وقتی به خانه برگشتید نتوانید درباره موضوع توپ دولایه، با ما تماس بگیرید آن را پرداخت کردم. مبلغ قبض تلفن ۸۰۰۰ تومان بود که به این ترتیب من به جای ۴۰روز مجبورم، ۳۲روز چیپس و بستنی بخورم.

(بیست و سوم بهمن ۸۹)

با سلام،امروز خواهر کوچکم به خاطر سرمای ناشی از روشن نبودن بخاری ناشی از قطع گاز ناشی از عدم پرداخت قبض گاز، مریض شد.

پدرم به من گفت: «ما که قبض پرداخت کردیم، چرا گازمان را قطع کرده‌اند. یک تلفن بزن ببین چه خبراست؟»

به شرکت گاز زنگ زدم، گفتند شماره قبضتان را بخوان، من هم شماره قبضی که پرداخت شده بود را خواندم. گفتند: «فردا می‌‌‌‌‌آییم آنجا!»

(یکم اسفند ۸۹)

با سلام، امروز وقتی ماموران شرکت گاز آمدند، من توی کوچه بودم،‌پیش آنها رفتم و گفتم: «خانه ما بوده که گازش را قطع کرده‌اند.»

گفتند: «توی آدرسی که به ما دادند، ‌این خانه گازش قطع شده.»(منظورش خانه شما بود)

گفتم: «خودتان نگاه کنید،‌ آن خانه که گازش قطع نیست، خانه ما گازش قطع است.»

مامور گاز به همکارش گفت: «این بار هم خانم مظفری آدرس اشتباه داده است و بعد گاز ما را وصل کردند.»

(دوم اسفند ۸۹)

با سلام، امروز پدرم گفت: «من به شرکت گاز زنگ زدم، گفتم قبض ما خیلی وقت است نیامده، ‌می‌ترسیم قطع کنید، لطفا رسیدگی کنید.»

وقتی شماره اشتراک را دادم گفت: «گاز شما که دو ماه است قطع است احتیاج به قبض ندارید. گازی که قطع است را مگر می‌شود دوباره قطع کرد!»

معلوم نیست که توی شرکت گاز چه خبر است؟!

در ضمن دیگر لازم نیست برای توپ دولایه به ما زنگ بزنید. ما امروز عیدی‌هایمان را جمع کردیم و یک توپ چهل تیکه خریدیم.

(دوم اردبیهشت ۹۰)

با سلام، امروز طی شوت سرکشی که به توپ زدم، توپمان توی حیاط شما افتاد، لطفا با شماره زیر تماس بگیرید!(سوم اردیبهشت ۹۰)


ارسال به ارسال به اسپیکفا
[ سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ] [ 14:2 ] [ farzan ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

ریلکسمو راه میرم دست تو جیب - دارم پادشاهی می کنم تو یزد ♥lѺ√乇 YѺU♥

(●̮̮̃•̃) (●̮̮̃•̃)
/█\ ♥/█\
برچسب‌ها وب
امکانات وب
Photography Icons