|
هر چی دوست داری
خوش امدید
| ||
|
پسر در حال دویدن... زااااارت (صدای زمین خوردن) رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی") یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!! یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ! . . . . . دختر در حال راه رفتن… دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش) رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای… یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟ یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من! من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!! برچسبها: طنز, دخترا, پسرا, عکس, زندگی, عشق, دوست داشتن, دوست, زمین, رفیق ارسال به
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:39 ] [ farzan ]
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 14:42 ] [ farzan ]
[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 20:12 ] [ farzan ]
[ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 23:20 ] [ farzan ]
[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 12:20 ] [ farzan ]
[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 22:13 ] [ farzan ]
آب معدنی : دختر چادری ساندیس : دختر چادری زیبا - دختر متوسط ( با فعل نی زدن به کار می رود.) ساندیس دویستی : دختر متوسطی که پتانسیل زیبا شدن در سالهای بعد را دارد. ( با فعل نی زدن به کار می رود.) رانی : دختر زیبا ایستک : لعبتک ( دختر بسیار زیبایی که به زیبایی اش واقف نیست ) شامپاین : داف ۱. دخترای کلاس ما همش ساندیس ان. یه دونه ساندیس دویستی هم داریم که اگه بشه خودم نی بزنمش. ۲. اصغر به چنون بدبختی ای افتاده که داره ساندیس نی می زنه این روزا. ۳. راهرو چه امروز پر از رانی شده ! جل الخالق ! ۴. اصغر بعد از تور کردن یه داف عظیم : من به ایستک ام راضی بودم ولی خدا برام شامپاین وا کرد. برچسبها: دسته بندی دختران, دختر, شامپاین, دختران ارسال به
[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 18:23 ] [ farzan ]
-ستاره: شبا مياد بيرون ؛ به همه چشمک ميزنه!!
۲- سحر: دم صبح مياد ؛ معلوم نيست شب قبل کجا بوده !!۳- سايه: هميشه زير پاته ؛ خيابون و خونه واسش فرقي نداره۴- هديه: به همه ميده ، اگه نگيريش از دستت رفته!!۵- راضيه: نيازي به توضيح نداره!۶- آرزو: همه مي کنن۷- سيما: تا لختش نکني کاري بهت نداره!۸- مينا : بايد باهاش ور بري تا خنثاش کني!۹- عسل: همه مي خوان بخورنش!۱۰- بهار: تا مياد همه مست مي شن!۱۱- باران: تا مياد خيست مي کن
ارسال به
[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 14:47 ] [ farzan ]
1- سطل آشغال : وسيله اي است موجود در خيابان ها جهت ريختن زباله در اطراف آنها ! 2- مدرك تحصيلي : كاغذي مستطيل شكل، در ابعاد مختلف كه بسته به مقطع ، قيمتش فرق مي كند ! 3- اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا مي داند ! 4- حراج : اصطلاحي است كه در آن به قيمت اصلي كالا درصدي اضافه كرده و با ماژيك قرمزروي آن خط زده و قيمت اصلي كالا را در زيرش درج مي كنند …! 5- رئيس : فردي كه وقتي شما دير به سر كار مي رويد خيلي زود مي آيد و زماني كه شما زود به اداره مي رويد يا دير مي آيد و يا مرخصي است …! 6- بزرگراه : نوعي پيست رالي به همراه يادگيري به روز ترين فحش ها ! 7- شب امتحان : شب التماس به درگاه خداوند ! 8- تحقيق : Copy & Pasteكردن مقالات اينترنتي ! بيرون هم كه پروژه مي فروشن … ۲۰ تا ۳۰ هزار تومن هلو ! 9- گارانتي : يك اسم صرفا زيبا و خوش تلفظ كه تنها كابرد آن در هنگام خريد است
ارسال به
[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 14:42 ] [ farzan ]
[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 18:12 ] [ farzan ]
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 18:29 ] [ farzan ]
پسربه دخترگفت:دوستم داری؟!اشک ازچشمای دخترجاری شد،می خواست بره که پسردستشوگرفت واشکاشوپاک کردوگفت:اگه دوستم نداری اشکال نداره مهم اینه که من دوستت دارم وطاقت دیدن اشکاتوندارم...دخترسرشوپایین انداخت و گفت :میدونی چیه؟من دوستت ندارم.من...من بدجوری عاشقت شدم.پسردستای دخترورها کردوباقیافه ای غمگین ازدخترجداشد.دخترفریادزد:مگه دوستم نداری؟؟! چراداری میری؟پسرجواب داد:چون دوستت دارم می خوام تنهات بذارم. دخترگفت:فکر کنم شنیده باشی که می گن عاشقی که تنهاباشه توی دنیانمی مونه!!!توکه دوست نداری من بمیرم هان؟؟؟؟!پسرگفت:انقدردوستت دارم که نمی خوام به خاطرمن مرتکب گناه بشی!چون میگن عشق یه جورگناهه!!!!! دختر:اماعشقم پاکه!!پسرفریادزد: عشق پاک دیگه هیچ جای دنیاپیدانمیشه............ودختروبرای همیشه تنهاگذاشت...
ارسال به
[ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ] [ 3:33 ] [ farzan ]
س: چه میل دارید؟ آب میوه؟ سودا؟ شکلات؟ مایلو ؟ یا قهوه؟” ج: لطفا یک چای” س: “چای سیلان؟ چای گیاهی؟ چای بوش؟ چای بوش و عسل؟ چای سرد یا چای سبز؟” ج: “سیلان لطفا” س: “چه جور میل دارید؟ با شیر یا بدون شیر؟” ج: “با شیر لطفا” س: “شیر؟ پودر شیر یا شیر غلیظ شده؟” ج: “شیر لطفا” س: “شیر بز، شیر شتر یا شیر گاو؟” ج: “لطفا شیر گاو.” س: “شیر گاوهای مناطق قطبی یا شیر گاوهای آفریقایی؟” ج: “فکر کنم چای بدون شیر بخورم.” س: “با شیرین کننده میل دارید یا با شکر یا با عسل؟” ج: با شکر.” س: “شکر چغندر قند یا شکر نیشکر؟” س:“با شکر نیشکر لطفا” س: “شکر سفید، قهوه ای یا زرد؟” ج: “لطفا چای را فراموش کنید فقط یک لیوان آب به من بدهید” س: “آب معدنی یا آب بدون گاز؟” ج: “آب معدنی” س:” طعم دار یا بدون طعم؟” ج:” ترجیح میدم از تشنگی بمیرم
ارسال به
[ پنجشنبه سوم آذر 1390 ] [ 14:49 ] [ farzan ]
[ پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 ] [ 11:28 ] [ farzan ]
[ پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 ] [ 15:1 ] [ farzan ]
[ پنجشنبه هفتم مهر 1390 ] [ 15:17 ] [ farzan ]
[ سه شنبه پنجم مهر 1390 ] [ 4:48 ] [ farzan ]
توی حیاط دبیرستان یه نفر یقه پیرهنم رو گرفت فهمیده بود از خواهرش خوشم
میاد بچهها دور ما حلقه زده بودند و فریاد می کشیدند.......قورتش بده چون
هیکلم بزرگ بود اون هی مشت میزد و من فقط دفاع میکردم باز اون مشت میزد و
من فقط و فقط دفاع میکردم بالاخره یه خراش کوچیکی توی صورتم افتاد فرداش
خواهرش به من گفت حد اقل تو هم یه مشت میزدی روم نشد به عشقم بگم.... آخه
چشماش شبیه تو بود
ارسال به
[ دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ] [ 16:56 ] [ farzan ]
ارسال به
[ شنبه پنجم شهریور 1390 ] [ 22:20 ] [ farzan ]
![]() آنچه میخوانید متن نامههایی است که از زیر درحیاط یک واحد مسکونی خالی از سکنه، داخل حیاط انداخته شدهاند: با سلام، امروز ساعت ده، توپ دولایه ما طی شوت محکم و بیهدف یکی از بچهها داخل حیاط شما افتاد. ما هرچقدر زنگ زدیم کسی در را باز نکرد، امیدواریم هر وقت خانه آمدید، به این شماره تلفن زنگ بزنید و بچههای یک کوچه را از نگرانی نجات دهید. (یازدهم بهمن ۸۹) با سلام، امروز پدرم به من ۴۷هزار تومان داد تا قبض گاز را پرداخت کنم. در مسیر قبض گاز شما را دیدم که از لای در بیرون بود. وقتی آنرا برداشتم دیدم برای شما فقط ۷۰۰۰ تومان آمده است. گفتم: حالا که قرار است من قبض پرداخت کنم، بهتر است این قبض را پرداخت کنم و با اضافه پول به مدت ۴۰ روز، روزی هزار تومان چیپس و بستنی بخرم. (شانزدهم بهمن ۸۹) با سلام، امروز از لای در حیاط قبض تلفنتان را دیدم که اخطار قطع بود. چون احتمال دادم ممکن است تلفنتان قطع شود و و وقتی به خانه برگشتید نتوانید درباره موضوع توپ دولایه، با ما تماس بگیرید آن را پرداخت کردم. مبلغ قبض تلفن ۸۰۰۰ تومان بود که به این ترتیب من به جای ۴۰روز مجبورم، ۳۲روز چیپس و بستنی بخورم. (بیست و سوم بهمن ۸۹) با سلام،امروز خواهر کوچکم به خاطر سرمای ناشی از روشن نبودن بخاری ناشی از قطع گاز ناشی از عدم پرداخت قبض گاز، مریض شد. پدرم به من گفت: «ما که قبض پرداخت کردیم، چرا گازمان را قطع کردهاند. یک تلفن بزن ببین چه خبراست؟» به شرکت گاز زنگ زدم، گفتند شماره قبضتان را بخوان، من هم شماره قبضی که پرداخت شده بود را خواندم. گفتند: «فردا میآییم آنجا!» (یکم اسفند ۸۹) با سلام، امروز وقتی ماموران شرکت گاز آمدند، من توی کوچه بودم،پیش آنها رفتم و گفتم: «خانه ما بوده که گازش را قطع کردهاند.» گفتند: «توی آدرسی که به ما دادند، این خانه گازش قطع شده.»(منظورش خانه شما بود) گفتم: «خودتان نگاه کنید، آن خانه که گازش قطع نیست، خانه ما گازش قطع است.» مامور گاز به همکارش گفت: «این بار هم خانم مظفری آدرس اشتباه داده است و بعد گاز ما را وصل کردند.» (دوم اسفند ۸۹) با سلام، امروز پدرم گفت: «من به شرکت گاز زنگ زدم، گفتم قبض ما خیلی وقت است نیامده، میترسیم قطع کنید، لطفا رسیدگی کنید.» وقتی شماره اشتراک را دادم گفت: «گاز شما که دو ماه است قطع است احتیاج به قبض ندارید. گازی که قطع است را مگر میشود دوباره قطع کرد!» معلوم نیست که توی شرکت گاز چه خبر است؟! در ضمن دیگر لازم نیست برای توپ دولایه به ما زنگ بزنید. ما امروز عیدیهایمان را جمع کردیم و یک توپ چهل تیکه خریدیم. (دوم اردبیهشت ۹۰) با سلام، امروز طی شوت سرکشی که به توپ زدم، توپمان توی حیاط شما افتاد، لطفا با شماره زیر تماس بگیرید!(سوم اردیبهشت ۹۰)
ارسال به
[ سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ] [ 14:2 ] [ farzan ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||